|
میلاد اند الی |
|
|

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 18:44 توسط المیرا-میلاد |
![]()


کاش هرگز در محبت شک نبود
تک سوار مهربانی تک نبود
کاش بر لوحی که بر جان دل است
واژه ی تلخ خیانت هک نبود

روي دلاي آدما هرگز حسابي وا نكن
از در نشد از پنجره ، زوري خودت رو جا نكن
آدمكاي شهر ما بازيگرايي قابلن
وقتش بشه يواشكي رو قلب هم پا مي زارن
تو قتلگاه آرزو عاشق كشي زرنگيه
شيطونك مغزاي ما دلداده دو رنگيه
دلخوشي هاي الكي ، وعده هاي دروغكي
عشقاشونم خلاصه شد تو يك نگاه دزدكي
آدمكاي شب زده قلبا رو ويرون مي كنن
دل ستاره ي منو ، از زندگي خون مي كنن
ستاره ها لحظه ها رو با تنهايي رنگ مي زنن
به بخت هر ستاره اي ، آدمكا چنگ مي زنن
عمري به عشق پر زدن قفس رو آسون مي كنن
پشت سكوت پنجره چه بغضي بارون مي كنن !
مردم سر تا پا كلك ، رفيق جيب هم مي شن
دروغه كه تا آخرش ، همدل و هم قسم مي شن
رو دنده حسادتا زندگي رو مي گذرونن
عادت دارن به بد دلي نمي تونن خوب بمونن
قصه روزگار اينه ، به هيچ كسي وفا نكن
روي دلاي آدما هرگز حسابي وا نکن
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 0:56 توسط المیرا-میلاد |
گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم
به تو گفتم ![]()
گفتی اگر بيند کسی، گفتم که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقيب آيد ز در
گفتم که با افسون گری او را ز سر وا می کنم
گفتی که تلخی های می، گر ناگوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم آن را گوارا می کنم
گفتی چه می بينی بگو، در چشم چون آيينه ام
گفتم که من خود را در او عريان تماشا می کنم
گفتی که از بی طاقتی دل قصد يغما می کند
گفتم که با يغماگران باری مدارا می کنم
گفتی که پيوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزان تر از اين من با تو سودا می کنم
گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گويم برو
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
گفتی اگر از پای خود زنجير عشقت وا کنم
گفتم ز تو ديوانه تر دانی که پيدا می کنم 
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 16:43 توسط المیرا-میلاد |
در همه ستاره هاي قلب من در همه فكر من ياد تو بود در همه جا در همه جاي دلم در همه فكر غمم ياد تو بود بي تو من غمي ندارم در همه غم هاي عالم ياد تو بود آن شبي كه آمدي در ذهن من در همه جا در همه جاي دلم ياد تو بود آن شبم عشق شد در قلبم فزون عشق هايم همه در ياد تو بود كاشكي مي دونستي كه بي تو من آهي ندارم دار و ندارم همه در عشق تو بود.
عشق ما ابدیست ![]()

تاب و تب ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 16:39 توسط المیرا-میلاد |
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 16:28 توسط المیرا-میلاد |
عاشقانه تو را به ياد آن روز 
تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده
تو را به روز اول بار ديدنت
تو را به اولين نگاه عاشقانه
تو را به ياد بارون روز نيامدنت
تو را به تنهايي روز رفتنت
تو را به بوي بارون روز برگشتنت
تنهايم مگذار ديگر
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 18:23 توسط المیرا-میلاد |
اگر بپرسی : به چه عشق می ورزی؟ اگر بپرسی : از چه می ترسی؟ اگر بپرسی : به چه می خندی؟ زندگی دیوانه وارترین تجربه یی ست که امکانش به ما داده شده! فرصتی برای انسان شدن و انسان ماندن
می شنوی : زندگی!
می شنوی : زندگی!
می شنوی : زندگی!

+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 17:37 توسط المیرا-میلاد |
به خدا تنهایی بد دردیه ![]()
.jpg)
+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 17:31 توسط المیرا-میلاد |
دیلم واست تنگه
دلم برات تنگه
ای عزیز تنها مانده ام
دنیا را همیشه در چشمانت می دیدم
ولی افسوس که زمانه فاصله ها را بیشتر کرد
من ماندم و عشق سرگردان خود
با تو می مانم
تا نیایی در کنارم
لحظه ها را می شمارم
ای همه وجود من نبود تو نبود من

میلاد المیرا برات میمیره
+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 17:25 توسط المیرا-میلاد |
یـعنی حسـرت پروانـه ها عـشـق یعنـی گریـه الاله ها ![]()
عشق یعنی سوگ و مرگ لاله ها عشق یعنی شعله پروانه ها
عـشـق یعنی روح و پرواز صدا عـشـق یعنـی نوح و دریای صـفا
عشق یعنی لحظه ای دریا شدن عشق یعنی با خدا تنها شدن
عـشـق یعنی حسـرت پروانه ها عـشـق یعنـی گریـه الالـه ها
+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 17:20 توسط المیرا-میلاد |
گفتم گفتی
گفتم ای یار گفتی زهرمار![]()
گفتم ای دوست گفتی چقدر لوس
گفتم از دوری تو بیمارم گفتی مگه من پرستارم
گفتم از دیدن تو مستم گفتی مگه شراب به دستم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 16:54 توسط المیرا-میلاد |
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 16:50 توسط المیرا-میلاد |
| ||||||